با اين حال به نظر ميرسد كه دست كم در آغاز نفوذ هند بيشتر بوده است. سپاهيان سونگ - تسن برمهٴ عليا و چين غربي را تصرف كردند، ولي شهرت حقيقي او به عنوان بنيانگذار تمدن تبت است.
او در 632 تون - مي1 را به هند فرستاد تا دربارهٴ بوداييگري تحقيق كند، نسخههايي از كتب مقدس را به دست آورد، و امكان استفاده از الفباي سانسكريتي را براي زبان تبتي مورد مطالعه قرار دهد. بدين ترتيب، الفبايي در تبت متداول شد و از آن پس زبان تبتي براي نخستين بار به صورت مكتوب درآمد. اين الفبا، به خاطر منشأ هندياش، براي ترانويسي واژههاي سانسكريتي بسيار مناسب بود، موضوعي كه داراي اهميت زيادي است، چون ادبيات تبتي براساس ترجمهٴ آثار سانسكريتي به وجود آمده بود. گويند شاه مدت چهار سال گوشهٴ عزلت گزيد تا خواندن و نوشتن بياموزد و مبشراني كه از نپال، كشمير و شرق به دربارش آمدند، شعاير و فنون هندي و چيني را متداول ساختند.2 او در 639 لهاسا را بنيان نهاد و بر روي تپهٴ سرخ (در نزديكي شهر) براي خود قصري ساخت.3
تمدن تبتي نخستين تحرك خود را از هند، و بهطور جنبي از چين، دريافت، ولي تأثير چين، مخصوصاً پس از زوال بوداييگري در موطن خودش، به تدريج فزوني گرفت. خويشاوندي مشترك تبتيان، چينيان و مغولان، آنان را از قيد رهبري هنديان بركنار ساخت. همچنين بايد توجه داشت كه نخستين تعاليم هندي از طريق نپال، كه جمعيتش اساساً مغول بود، به تبت رسيد. از اين رو، حتي تأثير هندي در اصل خالص نبود، بلكه تا حدي مايههاي مغولي داشت.
اين امر شايد رشد شگفتانگيز بوداييگري تبت را روشن سازد.
نوهٴ سونگ - تسن چاي را از چين وارد كرد.
كانجور و تانجور
شايد اين بهترين موقع باشد براي برخي اشارات مقدماتي دربارهٴ كتب مقدس تبتي -- كه معادل تريپيتاكاي تبتي است -- هرچند در اين صورت تا حدودي در مورد نمو بعدي آنها جلو خواهم افتاد.
كانجور4 (به معني ترجمهٴ كلمه) مجموعهاي است از 108 (يا 100، يا 105) مجلد حاوي1083 اثر جداگانه، كه مجموع آنها شريعت بودايي تبت را تشكيل ميدهد.